نگاهی به شعرنرگس برهمند به بهانه چاپ دوکتاب
«رشته کوه عزیز» و«به دنیااعتماد کرده ام»
در شعر43 تنها به اینکه گاهی کارگران حرف های
تندی می زنند اشاره ای شده اما کدام حرفها ؟
اگرترکیب های اضافی ووصفی به کار برده شده
دردومجموعه غزل وسپید را مقایسه کنیم به حرکت
روبه بالا ورشد یافته وتفاوت درلحن وزبان وجهان
بینی شاعراعتراف خواهیم کرد .
ترکیب های وصفی :
مجموعه غزلیات پرازترکیب های مستعمل وکلیشه ای
است مثل «گورگرگ خو»
«سنگ صبور»«گیس
شعر»«خاطرشاعر»«شهرغم»«پرنده دل»«دام
نگاه»«آتش تیز»«لهجه سبزشعر» و....
ترکیب ها ی مجموعه سپید مثل: «گوردسته
جمعی»«درخت گلابی»«پیشانی ورم کرده
زمین»«توت شیرین»«صدای استکان»«بوق
ماشین»«شکوفه بادام »«آب و هوای مدیترانه
ای»«حکومت گل ها»«جاذبه زمین»«جریان
رودخانه»«رگ متورم»«جیب نیم تنه»«علف
تازه»«پرچم عاشق»«ستاره دنباله دار»«چادر کیفی
»که همگی تروتازه واززاویه دید متفاوت
شاعرحکایت دارد .
لحن
لحن شاعرمجموعه ای ازآمیزش 3حوزه زبان (کهن
– زبان معیارومحاوره) است ودرکل زبان ولحن
صمیمی وخصوصی است به همین دلیل واژه های به
کاررفته درشعرجزچند مورد آرکاییک یا حماسی
نیست.دراستفاده اززبان محاوره (جز ردیف حرف
ندارد ومال بقیه )زیاد موفق عمل نکرده مثل:
ازکجایی که منظوراهل کجایی است ومثل مایی ویا
«کی بوده درکلاس توشاگرد اینچنین؟»
تکرارحرف (واج )
درشعر23 حروف س و ش 13 باردرچینشی زیبا
ویکدست تکرار شده وموسیقی و هارمونی خاصی را
هنگام شنیدن درمخاطب ایجاد می کند ونشان ازتسلط
شاعردر به کاربردن آرایه های ادبی دارد.
«بوی ماده های سفید کننده می دهند
بوی سال های برباد رفته
زنان ساعت پنج عصر
دراتوبوس
زنان چادر کیفی
که هیچوقت کیفشان کوک نبوده است
فردا
شرکت خصوصی
سینی چای دردست واندوهی درسینه»
که درعین حال اززیباترین شعرهای برهمند است با
دغدغه های عمیق اجتماعی .
جاندارانگاری (آنیمیسم)
لباس های روی بندی که نسیم درتنشان می پیچد
ازشگردهای هنری به کاررفته در اثراست یا«درختان
خواب سرزمین هایی را می بینند با آب وهوای
مدیترانه ای» و ابرها، مادرانی هستند که کودکانشان
را به دریا می سپارند وتفنگ هایی که دلشان
پراست .....
گسستگی در محورعمودی
که بازهم بیشتردرمجموعه غزل دیده می شود مثل
افتاده گیس شعرتوبرشانه دلم / این باغ را هنوزنگاهی
ندیده است
یا ازدست می رود همه چیزم که مال توست/ وقتی به
حال خود بگذاری سپاه را
تتابع اضافات
که یکی ازنکاتی است که برهمند باید به آن توجه
ویژه داشته باشد
«توماهی دچارغم عشق باش ومن» ویا «ازشاخه
های روشن انگوردست تو»
استفاده از لحن کهن
«هرچند هیچ سنگ صبوری مرا نبود» که «را»
درمعنی«برای» به کاررفته است استفاده از فعل
افکندن
فضا سازی وتصاویر
یکی اززیباترین فضاها که سرشارازحس نوستالوژی
است درشعر39 دویدن درکودکی درمیان گندمزارها
ست و دنبال چیزی سرک کشیدن چیزی که او را تا
بزرگسالی به دنبال خودش کشیده یا فضای کودکی که
از قاب بیرون می آید و موهایش بوی صابون های
ارزان قیمت می دهد که بسیارزیبا کار شده یا طراحی
فضای تفنگ هایی که دلشان پراست. ایستادن
آهودردامنه ها ....این فضا ها نشان گر نگاه دقیق
وشاعرانه برهمند به طبیعت وفضاهای طبیعی
اطرافش است که شاعر نهایت استفاده را ازپیرامونش
برده است ازعنصر رنگ استفاده نکرده البته
شعرش سیاه وسفید هم نیست وسرشارازتصاویری
است که جلوه وپویایی دارند حرکت دارند وزنده اند
ودرالقای حس عاطفی خود به مخاطب موفق عمل
کرده اند .
مرگ اندیشی
گفتگوی درونی شاعربا مرگ وتفکردرباره آن
وتوصیف اینکه چگونه درچه حالتی ودرچه روزی
اتفاق خواهد افتاد وتوضیح دادن اینکه دوست دارد
اتفاق روزی باشد که به گل ها آب داده وروی قالی
خودش درحال نگاه کردن به گل های قالی و در
کنارهمه تعلقات ودوست داشتنی هایش درحالی که
قلبش ازتپش می ایستد به آواز خوانده شود نوعی میل
به جاودانگی درلحظه رویارویی با مرگ را در خود
دارد و چهره آرام و زیبایی ازمرگ به مخاطب نشان
می دهد. مواجهه او با مرگ مادرانه و زنانه است با
اشتیاق داوطلب می شود درحالی که مادرانه
وسرشارازعشق به همه هستی است؛ عشق به پرنده به
درخت گلابی به توت هایی که شیرین می شوند
ونگران قمری حیاط است که نان می خواهد......
بیان تصویری بسیارعالی که دراین شعربه کاررفته
است توصیف روزی است که برف می بارد برف
نماد ناپایداری وزوال البته با بشارت جوانه زدن گل
آفتابگردانی که مورچه ای به گورش آورده واعتقاد به
جاودانگی و تناسخ که اززیباترین اشعار این مجموعه
است وشاید زیباترین کار.
شاعرهرجا که ازحصارخود بیرون آمده وبا طبیعت
پیوند خورده وافق های نگاهش را تا دورترها
گسترانده وبه انسان نگریسته، کشف وشهودی زیبا
وشاعرانه آفریده .درخت گلابی تمثیلی ازشیرینی
زندگی که البته نام فیلم مهرجویی هم هست.استفاده
ازموتیف های طبیعت مثل پرنده، درخت، باد،
مزرعه، درخت بلوط ...که بخش اصلی دایره
واژگانی شعراو راتشکیل می دهد وگاهی احساس می
کنی این اشعار واقعا دربطن طبیعت زاده شده است.
زبان درخدمت توصیف است اشعارروایت عاطفی
زندگی است شعراودرجریان آرامی بربسترساده زبان
درحرکت است گاهی این جریان را اتفاقی درزندگی
متلاطم می کند.
تقابل های دو گانه
تقابل های دوگانه به کاررفته ازدیگر شگردهای هنری
است مثل تقابل پرنده با جاذبه زمین – تقابل گاونربا
یوغ که زیبا کار شده است.
تصویرسازی های بکروهنرمندانه زبان برهمند را
خاص وویژه کرده است صراحت درلهجه وبیان
اعتراف های صادقانه اعتراف دراندوه درشادی
درعشق. او تلاش نکرده خودش را غمگین نشان دهد
شادمانی وعشق وغم دراوحقیقی ا ست. دوری
ازاطناب، کارکرد قوی عنصر«عاطفه»
وحضورپرشورعشق شعراو را جذاب و خواندنی
کرده است.
موسیقی
موسیقی سیال وجاری درزنجیره ای از زمزمه های
عاطفی وعاشقانه به بافت منسجم ویکدست کمک کرده
است.
عاطفه محوراصلی پیوند عناصرکلام است. جهان
بینی شاعردرخدمت کشف و شهود اودرآمده تا درون
مایه های اندیشه اجتماعی و حسی مورد نظرشاعررا
بیان کند شعراو برخلاف خیلی ازآثارامروز،
شعرسیاه وتلخ نیست حتی «شکوفه دادن درختان
دربهار»خوشحالش می کند وتولد دوباره را دوست
دارد و باران صبح صورتش را می شوید.
لحن اوآمیزه ای از اندوه وشادی است آمیزه ای
ازدلواپسی وآرامش واعتراف می کنم که ازخواندن
شعرهای خوب نرگس برهمند لذت بردم.
لیلی طالقانی ۲۱ آبان ۸۸ - روزنامه شهر آرا

